تبليغاتX
html> bamaram
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
1

روزی چشمان را بر تمام دنیا ی زیبایت بستم در آن روز چشم هایم بسته بو د و فقط به این می اندیشیدم که نکند غرورم بشکند نکند که راه منو تو از هم جدا شود نکند رسم زمانه مارا در خود ببلعد اما اشتباه فکر می کردم چون روزگار زرنگ تر از منو توست او به من نیرنگ زد هم غرورم و هم تو را گرفت بی آنکه لحظه ای به من بنگرد به من که بی تو زندگیم در کام مرگ دست پا می زند .در آن لحظه حتی یکنگاه هم به اشک های نگاهم نکرد که می خواست با التماس جلوی او را بگیرد .او رفت و تورا با خود برد .

|+| نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 11:14 | 
تنهایی

سکوت تنها چیزی بود که توی اون لحظه تو نگاهمون موج میزد. توی چشمات حرف دلتو خوندم.با اشک بهت گفتم نگو اما بالا خره قفل سکوت رو شکستی و گفتی دارم میرم واسه همیشه،گفتی عشقم اشتباه بود ،دوست داشتن یه بازیه کودکانه است ،دیگه صدایی نیست که منو به تو برسونه،دیگه همه چی تمومه ،من،تو و دنیامون.بازم سکوت این سکوت از اولشم سختر بود ودردناکتر. بهت خیره شدم با التماس گفتم دوستت دارم .با اشک توی چشمام بهت فهموندم زندگیم هستی .داد زدم من بدونه تو نمیتونم باشم .بازم سکوت تنها جوابت بود .انگارنه چیزی میشنیدی نه می تونستی حرف بزنی .تو نگاهم التماس رو میدیدی اما فقط با تا سف نگاه میکردی. انگار دیگه جونی توی تنم نمونده بود تا با قدرت بیشتری فریاد بزنم .انگار دیگه صدا از گلوم خارج نمیشد .جلوت زانو زدم با زحمت لبهاموحرکت دادم.آروم گفتم من دوستت دارم .میدونی که دوستت دارم ،به من نگاه کن به اشکایی که به خاطرت دونه دونه رو ی زمین میریزه نگاه کن.چرا میخوای بری و تنهام بذاری .چرا دوست داشتن تو زود تر از من تموم شد . چرا انقدر سنگ دل شدی و منو نمیبینی .التماس میکنم تنهام نذار .التماس میکنم باهام بمون .التماس میکنم ...دیگه اشک امونم نداد  تا بتونم همه ی حرفامو بزنم .اینبار سر تکون دادی وبرگشتی ،آروم قدم برداشتی ،آخرین صدارو به زحمت از گلوم خارج کردم :نرو...اما انگار نشنیدی ،یا شایدم شنیدی اما حرفی برای برگشتن و یه بار دیگه توچشام نگاه کردن نداشتی .

با هر قدمی که بر میداشتی انگار قلبمو زیر پات له میکردی .دیگه حتی زانو هام نمی تونستن وزنمو تحمل کنن. روی زمین نشستم .صدات توی ذهنم می پیچید .لحظه ی خدا حافظی مون چند بار تو ذهنم بی اراده مرور شد .نمی دونستم باید چیکار کنم . یعنی توی این دنیا به این بزرگی یه جای کوچیک واسه یه دل نبود

صدای خشک تو آخر به هر دنیایی          گوید که وفا کو ،کجا عشق کجاست

دیگه انقدر دور شدی که نتونستم ببینمت .به جای پاهات که انگار رودلم گذاشتی خیره شدم و فقط اشک میریختم .احساس سرما میکردم توی اون بیابون با هوای گرمش.انگار با خودت گرما رو ،زندگی رو بردی.

هوا داشت تاریک میشد ماه توی آسمون رو دیدم . روی زمین دراز کشیدم تا هوا کاملا تاریک شد.کمکم ستاره ها هم دیده میشدن .بهشون نگاه کردم که چطوری برای همدیگه .چشمک میزنن .اما هیچکدوم کنار همدیگه نبودن.داد زدم ستاره ها شما چرا از هم دورید یعنی این دنیا نزاشت کنار هم باشید .شما هم مثل من تازه از عشقتون خدا حافظی کردین .الان ناراحتین .مثل من اشک میریزین . یه ستاره از اون بالا آهسته گفت خودتو نباز ،دنیا که تمو نشده ،اشکاتو پاک کن .بخند.. به دنیا و نامردیاش بخند . به این دنیا بفهمون که شکست نمی خوری .ماها رو نگاه کن با این که از هم جداییم ولی بازم به روی دنیا میخندیم .ما اونی رو که دوسستش داریم همیشه کنار خودمون هسش میکنیم اگر چه نباشه.راست میگفت من اونو واسه همیشه تو قلبم دارم .روی زمین نشستم . با دستم روی شنها یه آدم کشیدم بعد عکس اونی رو که زندگیم بود گذاشتم روی سرش.عکس داشت بهم میخندید بهش گفتم : چیه فکر کردی دیونه شدم .ولی من دیونه نیستم تو واسه ی همیشه توی قلبمی .حالا هم که کنارمی ،ستاره ها ازتون ممنونم که راهو نشونم دادین . دراز کشیدم و دستمو گذاشتم توی دستش تا خوابم برد.یه خواب خوب قشنگ.وقتی نسیم صبحگاهی صورتم رو نوازش کرد کم کم چشمامو باز کردم .سرمو سمت تو چر خوندم

-          سلام

خنده ی رو لبت جواب سلامم بود .کنار گوشت گفتم :دوستت دارم دنیای من .تو بازم خندیدی . خنده هات بهترین هدیه واسم بود .سرمو دوباره به سمت آسمون کردم و داشتم به آسمون نگاه میکردم وتو دلم از خدا تشکر میکردم که تو رو واسه همیشه کنار خودم دارم .اما یه دفعه یه باد شدید وزید .چشمامو بستم تا شن تو چشمام نره . یاد تو افتادم .سرمو چرخوندم به سمتت و چشمامو باز کردم .نبودی . تو ی هوا همراه با شناها و باد پرواز میکردی .دنبالت دویدم .فریاد زدم نرو اینبار تنهام نذار .پام به یه سنگ گیر کرد و خودم زمین . سرمو بلند کردم و نگاهت کردم بازم مثل همیشه لبخند رو لبات بود ............

انقدر نگاهت کردم تا نا پدید شدی با اشک فریاد زندم:

خدا یعنی توی این دنیا جا واسه ی یه عکس هم نبود.................

|+| نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:52 | 
جواب

سلام بهترینم

اینبارم مثل همیشه دارم برات مینوسیم.نمیدونم میتونم مثل همیشه بلند بگم دوستت  دارم .نه نمی تونم چون دیگه این دفتر خاطراتم نیست که بنویسم ،اینجا دارم برای تو مینویسم و با تو حرف میزنم من لیاغتشو ندارم که به تو بگم دوستت دارم .روزی هزار بار باهات حرف میزنم هزار بار ازت میپرسم اگه من باشم یا نباشم برات فرقی داره .تو هر هزار بار میگی :نه .میگم اگه من باهات حرف بزنم یا نزنم برات فرقی داره .میگی معلومه که برام مهم نیست . با نا امیدی میگم دلت یه وقتایی برام تنگ میشه .میگی چرا باید تنگ بشه . میگم راستشو بگو هنوزم دو شخصیتی هستی وقتی با منی .میگی نه دیگه دو شخصیتی نیستم فقط ازت بدم میاد . میدونی این لحظه هست که آدم میشکنه .با بغض میپرسم هنوزم اون ته دلت یه جای کوچیک دارم یا نه .تو هم میگی .تو خیلی وقته که برام مردی . . دیدی حرف زدن باهات سخته .خیلی سخت . روزی هزار بار باهات حرف میزنم .حالا فهمیدی چرا باهات حرف نمیزنم .چرا میترسم باهات حرف بزنم .نمیدونم وقتی بخونی چیکار میکنی بازم فوش میدی یا میگی اگه دم دستت بودم میزدی تو گوشم .یا خیلی بچه هستم .ولی مهم نیست .هر بار که تو این جا چیزی مینوشتم منتظر بودم بازم یه چند تایی فوش و بدو بیراه بگی .واسه همین یه وبلاگ دیگه درست کردم که بعضی حرفامو اونجا بنویسم .با این که خیلی وقتا دلم برات تنگ میشداما میترسیدم باهات حرف بزنم .میترسیدم صداتو بشنوم نیاز به فکر کردن نبود نیاز به امتحان هم نبود میدونستم چیبهم میگی .این چند روزم  همش منتظر بودم همونی که ازش  میترسیدم رو بگی ولی تو انقدر خوبی که هیچی نگفتی .اصلا انتظار نداشتم .نمی تونم باهات حرف بزنم هم میترسم هم خجالت میکشم نمی خوام یادم بیاد چرا .تو که برات فرقی نداره پس اذیت نکن .فقط تو حرف بزن همین برام یه دنیا ارزش داره .تو برام حرف بزن از هر چی دوست داری حرف بزن منم گوش میدم برام از وقتی تعریف کن که اومدی تهران وقتی که سارا رو دیدی . انقدر به سحر گفتم برام تعریف کنه که چی گفتی کجا رفتیم .جالب بود یه چیزایی میگفت که من اصلا نفهمیده بودم .ولی تو اصلا برام تعریف نکردی .یه خواهش .اگه خوندی هیچی نگو و به روم نیار .

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 8:36 | 
به اندازه همه ی دنیا ببخشید

می دونم نباید دیگه باهات کاری داشته باشم ببخشید که باز برات آهنگ فرستادم اگه یاد من باعث شد عصابت خورد بشه ببخشید

واقعا نمی خواستم اذیتت کنم .دسته خودم نبود داشتم از دل تنگی دیونه میشدم .این دفعه سعی میکنم دیگه کاری نکنم که یادت بیاد یه آشغال مثل من هم هست من هیچوقت یادم نمیره که چیکار کردم ،چطور از تو انتظار داشته باشم یادت بره.هچوقت نمیتونم خودمو ببخشم ،چطور انتظاردارم تو منو ببخشی .واقعا خیلی احمقم ،بازم ببخشید .دیگه کاری نمیکنم یادم بیوفتی .تو خیلی خوبی تو خیلی ماهی من بدم من یه آشغالم من لیاغت دوستی  تو رو ندارم  من...

وای خدا چطوری به خودم اجازه دادم .چطور روم شد . چطور ازت خجالت نکشیدم که بازم بهت پیام دادم .یه دنیا ببخشید .دیگه تکرار نمیشه .دیگه باعث نمی شم عصابتواسه من بهم بریزه تو فقط بخند

فقط میتونم بگم واسه این که باز مزاحمت شدم ببخشید واسه این که دوست دارم ببخشید واسه این که نتونستم فراموشت کنم ببخشید

|+| نوشته شده توسط عاشق در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 14:32 | 
عکس 2
|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:58 | 
عشق عزیز

تا حالا فکر میکردم خیلی ازم دوری .داشتم از دوریت میمردم .اما حالا فهمیدم تو از هر کسی (به غیر خدا)بهم نزدیک تری تو توی قلبمی .کنارمی واسه همیشه . حالا که نمی تونم باهات حرف بزنم با عکس حرف میزنم حرفایی که دلم میخواد به خودت بگم به عکست میگم .وقتی میخوام برات گریه کنم کنار عکست اشک میریزم حالا دیگه احساس نمی کنم ازم دوری .تازه صداتم که دارم .(دیروز ضبط کردم یه کوچولی عصبانی بودی .نمیدونم واسه این بود که برات آهنگ فرستادم یا واسه این که جواب ندادم .. نتونستم حرف بزنم چون ازت میترسم . ناراحت نشو.تو فقط بخند .اگه فرستادم برای این بود که با حرفای دلم نزدیک بود ولی اگه  ازیت میشی دیگه نمیفرستم وای دستم میلرزه خاصیت از تو نوشتنه )تا حالا فکر میکردم چقدر عشق درد ناکه چقدر پر از غمه.اما حالا فهمیدم خیلی قشنگه خیلی شیرینه .چون توهمه جا باهامی. هر وقت از کنار عکست دور میشم احساس دل تنگی میکنم .واسه همین بیشتروقتمو پیش  عکستم و دارم بهش میگم که ازم ناراحت نباشه بهش میگم دوسش دارم قد یه دنیا .همون حرفایی که دوست داشتم به تو بگم ولی.......بیخیال.عکستم با مهربونی حرفامو گوش میده .اون منو بخشید ینی خدا بهش گفت که دیگه دختر خوبی شدم اونم بخشید .تازه داره میخنده از همون خنده ها که از همه ی دنیا قشنگ تر .همون خنده هایی  کل دنیامو با هاش عوض میکنم  .

الان حس میکنم دیونه بودم که فکر میکردم تنهام گذاشتی تو همه جا پیشمی .هر روز بشتر از دیروز دوستت دارم .دیگه از غم عشق نمینویسم دیگه نمیگم عشق تلخه دیگه نمیگم عشق پایان زندگی .میگم عشق شروع زندگی . اینارو نوشتم با این که میدونم دیگه مثل همیشه وبلاگمو نمی خونی ولی .....اگر یه روزی اینا رو بخونی میگی :سارا خیلی بچه ای .ولی اشکالی نداره .بچگی هم عالمی داره

به اندازه یه آسمون دوستت دارم .جات همیشه تو قلبمه

 

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:57 | 
امید علومی
آهنگ قشنگیه توصیه میکنم گوش کنید

دانلود عین خیالتم نیست

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:55 | 
اس ام اس

نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم

عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

کيسه ي کوچک چاي تمام عمر دلباخته ي ليوان شد. ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش توي اب جوش مي سوخت . کيسه ي کوچک چاي با يک تکه نخ رفت ته ليوان. حرف دلش را اهسته گفت...

ليوان سرخ شد

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم .

هر وقت تونستی برف روسیاه کنی . هر وقت تونستی پای کلاغ رو سفید کنی . هر وقت تونستی آتش رو ببوسی هر وقت تونستی توی آب یه نفس عمیق بکشی اون موقع من هم می تونم تو رو فراموشت کنم

قطار مي رود
تو مي روي
تمام ايستگاه مي رود ...

و من چقدر ساده ام
که سالهاي سال
در انتظار تو
کنار اين قطارِ رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاهِ رفته
تکيه داده ام ! ...

قيصر ‌امين‌پور

کهنه فروش داد میزنه چراغ شکسته میخرم

کفشهای پاره می خرم اسباب خونه میخرم

بی اختیار داد می زنم:

کهنه فروش قلب شکسته میخری؟!!!

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 5:56 | 
مهدی مدرس
 

این آهنگهای خیلی باحال از آلبوم مجسمه هست خیلی قشنگه

In.Be.Oun.Dar

عجب شبیه امشب

Kare.Khoda

Shabe.Khiali

|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 9:1 | 
شهرام کاشانی
اینم یه آهنگ شاد و زیبای شهرام کاشانی با نام آذر

آذر

|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 8:53 | 
اینم

بارون

این آهنگ از محمد زارعی هست خیلی قشنگه زود هم دانلود میشه

|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 8:51 | 
 

آهنگ جدید و بسیار زیبای تهی با نام کلید. دانلود نکنی ضرر کردی.   کلید

|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 7:18 | 
بارون

بارون نبار ، تو چرا دلت گرفته تو چرا اشک میریزی مگه دل تو هم شکسته.تو می باری و دل خودتو آروم میکنی اما، اما با باریدنت جاده ی دلمو شستی، دلی که تازه روی خاطراتش گرد و غبار نشسته بو ،دلی که هرچی توش بود تارو بیرنگ شده بود.تو باریدی و تازشون کردی .دلم تازه آروم شده بود تازه می خواست نفس بکشه تازه داشت راه فراری از جاده ی غمش پیدا میکرد. تو باعث شدی دوباره میونه جاده های پیچ در پیچ غم گم بشم.غم دلم تازه شد مثل روزای اول ،خاطراتش ،حرفاش ،همه شون  جلوی چشمامه .قلبم نمیتونه تو اون جای کوچیک بزنه .تحمل نداره .ای خدا به اسمون بگو نباره بگو دل شکستم با این درمون نمیشه ازت خواهش میکنم بهش بگو منو یاد اون نندازه ، دیگه طاقت ندارم طاقت اشک ریختن ،طاقت غصه خوردن،طاقت یه دل دیونه . بارون وقتی میباری وقتی همه چی رو پاک میکنی چرا نمیتونی غم تو نگاهمو پاک کنی ،چرا نمیتونی عشق تو دلمو پاک کنی فقط تازشون میکنی . تو هم نمی تونی کمکم کنی پس نبار پس برو. برو یه جایه دیگه ،یه جایی که اشکات رو دلم نریزه ، یه جایی که اشکام باهات یکی نشه .برو ،برو وتنهام بزار.خدا بهش بگو بره .خدا من مرحمی برای دلم میخوام نه یه چیزی که منو تو آتیش دلم بسوزونه .چطوری میشه همه چی  رو فراموش کرد ،جطوری ...

دل من تنهایی

              دل من بی صدایی

                                      دل من اسیری

                                                         دل من آروم

                                                                        دل من غصه نخور

                                                                                      دل من خدارو داری

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 11:53 | 
زمستون

آهنگ زمستون بابک جهانبخش

|+| نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 8:48 | 
وقتی یه پرنده داری که خیلی دوسش داری اما اون دوست نداره پیشت باشه توی قفسی که براش از عشق ساختی بمونه هر بار که بهش نزدیک میشی نوکت می زنه تا ازش دور بمونی ُچیکار میکردی ُچیکار میکردی وقتی نمی تونستی بهش بفهمونی این قفس نیست وقتی نمی فهمید دوسش داری چیکار میکردی.نگهش میداشتی با این که میدونی دوست نداره ُ یا ازادش میکردی تا هر بار که براش اشک میریزی خیالت راحت باشه که اون زندونیه تو نیست تا چشماش از اسیر بودن خیس بشه.بهم بگید چیکار میکردین.ممنون

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:5 | 
حدیث

هرگز مسلمانی را تحقیر مکن زیرا کوچکشان نیز نزد خدا عزیز است

                                                                                پیامبر اکرم (ص)

هیچ بنده ای مزه ایمان رانمی چشد تا دروغ ، چه شوخی و چه جدی ،را  رها کند.

                                                                                             امام علی (ع)

به ترس که خدا وند تو را هنگام نافرمانی ببیند و در هنگام طاعتت نبیند و تو از زیاتکاران باشی.

                                                                                                              نهج البلاغه

برنیامدن نیاز آسان تر است تا خواهش کردن از نا اهل

                                                                  نهج البلاغه

کسی که از کناهی توبه میکند و باز آن را انجام میدهد مانند کسی است که خدا را ریشخند کند.

                                                                                                          امام رضا(ع)

چشمها نخشکید مگر بر اثر سخت دلی و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه.

                                                                                     امام علی(ع)

بر خطای دیگران شاد مشو کههمیشه از تو درست کاری سر نزند

                                                                            امام علی(ع)

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که فرج من فرج شما نیز هست.

                                                                               امام زمان(ع)

هر کس با زن نامحرمی دست دهد به خشم خدا گرفتار می شود

                                                                        پیامبر اکرم (ص)

وقتی حدیثی می شنوید برای تفکر و رعایت کردن بشنوید و بیاموزید نه برای نقل

                                                                                           نهج البلاغه

در شگفتم از کسی که از بخشایش خداوند نا امید است در حالی که رخصت آمورزش خواهی دارد

                                                                                                        نهج البلاغه  

السَ الله بکافٍ عبدة        آیا خدا برای بنده ی خوش کافی نیست.               

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 4:54 | 
 

 هميشه همينطور است.... يکي می ماند تا روزها و گريه را حساب کند يکي می رود تا در قلبت بماند تا ابد.... اشک هايت را پشت پايش بريزی رسم روياها همين است..... که تنها بماني با اندوه خويش روزها و گريه ها را به آسمان خالی ات سنجاق کنی

|+| نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 5:59 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
PUBLIC "-//W3C//DTD HTML 4.0 Transitional//EN">