تبليغاتX
html> bamaram
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
در زیر چتر نگاهم قدم بر میداری

 بدون دیدن خزان نگاهم

من چون گلی در فقان یار

 پرپر میشوم

عاشقانه در کنار برگها

برگی از برگ دفتر ترانه را

با غمی بسیار باز می خوانمش

سطر اخر باز مینالد دلم

سطر سطرش خون چکیده

در نگاه عاشقم

باز هم مثل همیشه گوشه ی

ان سطر خونین

دیدم ان جمله ی قلبم

که فریادی خموش در ان

به دنبال نگاهش بود

و ان فریاد این بود

دوستت دارم نگار من

نرو تا در نگاه تو به دنبال وفا باشم

جدایی را به من دادند

 باز میگویم شکر

دستهایم به درازای چهل رود بلند

سوی ان کعبه ی ابراهیمی

به امید کرمی از حرم سالار است

تا بیاید شاید ان که تا اخر عمر

چشمهایم به تعقیب قدمهایش

بر سر جاده ای بی برگشت

میدود تاخبری سوی این دل ارد

ابر ها میگریند چشمها می بارند

غافل از این که جاده ی عشق مرا میشویند

من به دنبال قدمهای تو

در بیابان نفسگیر جدایی

بر ابرها میگریم

 

 

 

ب

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه ششم آذر 1387 و ساعت 16:21 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
PUBLIC "-//W3C//DTD HTML 4.0 Transitional//EN">