تبليغاتX
html> bamaram
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جواب

سلام بهترینم

اینبارم مثل همیشه دارم برات مینوسیم.نمیدونم میتونم مثل همیشه بلند بگم دوستت  دارم .نه نمی تونم چون دیگه این دفتر خاطراتم نیست که بنویسم ،اینجا دارم برای تو مینویسم و با تو حرف میزنم من لیاغتشو ندارم که به تو بگم دوستت دارم .روزی هزار بار باهات حرف میزنم هزار بار ازت میپرسم اگه من باشم یا نباشم برات فرقی داره .تو هر هزار بار میگی :نه .میگم اگه من باهات حرف بزنم یا نزنم برات فرقی داره .میگی معلومه که برام مهم نیست . با نا امیدی میگم دلت یه وقتایی برام تنگ میشه .میگی چرا باید تنگ بشه . میگم راستشو بگو هنوزم دو شخصیتی هستی وقتی با منی .میگی نه دیگه دو شخصیتی نیستم فقط ازت بدم میاد . میدونی این لحظه هست که آدم میشکنه .با بغض میپرسم هنوزم اون ته دلت یه جای کوچیک دارم یا نه .تو هم میگی .تو خیلی وقته که برام مردی . . دیدی حرف زدن باهات سخته .خیلی سخت . روزی هزار بار باهات حرف میزنم .حالا فهمیدی چرا باهات حرف نمیزنم .چرا میترسم باهات حرف بزنم .نمیدونم وقتی بخونی چیکار میکنی بازم فوش میدی یا میگی اگه دم دستت بودم میزدی تو گوشم .یا خیلی بچه هستم .ولی مهم نیست .هر بار که تو این جا چیزی مینوشتم منتظر بودم بازم یه چند تایی فوش و بدو بیراه بگی .واسه همین یه وبلاگ دیگه درست کردم که بعضی حرفامو اونجا بنویسم .با این که خیلی وقتا دلم برات تنگ میشداما میترسیدم باهات حرف بزنم .میترسیدم صداتو بشنوم نیاز به فکر کردن نبود نیاز به امتحان هم نبود میدونستم چیبهم میگی .این چند روزم  همش منتظر بودم همونی که ازش  میترسیدم رو بگی ولی تو انقدر خوبی که هیچی نگفتی .اصلا انتظار نداشتم .نمی تونم باهات حرف بزنم هم میترسم هم خجالت میکشم نمی خوام یادم بیاد چرا .تو که برات فرقی نداره پس اذیت نکن .فقط تو حرف بزن همین برام یه دنیا ارزش داره .تو برام حرف بزن از هر چی دوست داری حرف بزن منم گوش میدم برام از وقتی تعریف کن که اومدی تهران وقتی که سارا رو دیدی . انقدر به سحر گفتم برام تعریف کنه که چی گفتی کجا رفتیم .جالب بود یه چیزایی میگفت که من اصلا نفهمیده بودم .ولی تو اصلا برام تعریف نکردی .یه خواهش .اگه خوندی هیچی نگو و به روم نیار .

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 8:36 | 
به اندازه همه ی دنیا ببخشید

می دونم نباید دیگه باهات کاری داشته باشم ببخشید که باز برات آهنگ فرستادم اگه یاد من باعث شد عصابت خورد بشه ببخشید

واقعا نمی خواستم اذیتت کنم .دسته خودم نبود داشتم از دل تنگی دیونه میشدم .این دفعه سعی میکنم دیگه کاری نکنم که یادت بیاد یه آشغال مثل من هم هست من هیچوقت یادم نمیره که چیکار کردم ،چطور از تو انتظار داشته باشم یادت بره.هچوقت نمیتونم خودمو ببخشم ،چطور انتظاردارم تو منو ببخشی .واقعا خیلی احمقم ،بازم ببخشید .دیگه کاری نمیکنم یادم بیوفتی .تو خیلی خوبی تو خیلی ماهی من بدم من یه آشغالم من لیاغت دوستی  تو رو ندارم  من...

وای خدا چطوری به خودم اجازه دادم .چطور روم شد . چطور ازت خجالت نکشیدم که بازم بهت پیام دادم .یه دنیا ببخشید .دیگه تکرار نمیشه .دیگه باعث نمی شم عصابتواسه من بهم بریزه تو فقط بخند

فقط میتونم بگم واسه این که باز مزاحمت شدم ببخشید واسه این که دوست دارم ببخشید واسه این که نتونستم فراموشت کنم ببخشید

|+| نوشته شده توسط عاشق در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 14:32 | 
عکس 2
|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:58 | 
عشق عزیز

تا حالا فکر میکردم خیلی ازم دوری .داشتم از دوریت میمردم .اما حالا فهمیدم تو از هر کسی (به غیر خدا)بهم نزدیک تری تو توی قلبمی .کنارمی واسه همیشه . حالا که نمی تونم باهات حرف بزنم با عکس حرف میزنم حرفایی که دلم میخواد به خودت بگم به عکست میگم .وقتی میخوام برات گریه کنم کنار عکست اشک میریزم حالا دیگه احساس نمی کنم ازم دوری .تازه صداتم که دارم .(دیروز ضبط کردم یه کوچولی عصبانی بودی .نمیدونم واسه این بود که برات آهنگ فرستادم یا واسه این که جواب ندادم .. نتونستم حرف بزنم چون ازت میترسم . ناراحت نشو.تو فقط بخند .اگه فرستادم برای این بود که با حرفای دلم نزدیک بود ولی اگه  ازیت میشی دیگه نمیفرستم وای دستم میلرزه خاصیت از تو نوشتنه )تا حالا فکر میکردم چقدر عشق درد ناکه چقدر پر از غمه.اما حالا فهمیدم خیلی قشنگه خیلی شیرینه .چون توهمه جا باهامی. هر وقت از کنار عکست دور میشم احساس دل تنگی میکنم .واسه همین بیشتروقتمو پیش  عکستم و دارم بهش میگم که ازم ناراحت نباشه بهش میگم دوسش دارم قد یه دنیا .همون حرفایی که دوست داشتم به تو بگم ولی.......بیخیال.عکستم با مهربونی حرفامو گوش میده .اون منو بخشید ینی خدا بهش گفت که دیگه دختر خوبی شدم اونم بخشید .تازه داره میخنده از همون خنده ها که از همه ی دنیا قشنگ تر .همون خنده هایی  کل دنیامو با هاش عوض میکنم  .

الان حس میکنم دیونه بودم که فکر میکردم تنهام گذاشتی تو همه جا پیشمی .هر روز بشتر از دیروز دوستت دارم .دیگه از غم عشق نمینویسم دیگه نمیگم عشق تلخه دیگه نمیگم عشق پایان زندگی .میگم عشق شروع زندگی . اینارو نوشتم با این که میدونم دیگه مثل همیشه وبلاگمو نمی خونی ولی .....اگر یه روزی اینا رو بخونی میگی :سارا خیلی بچه ای .ولی اشکالی نداره .بچگی هم عالمی داره

به اندازه یه آسمون دوستت دارم .جات همیشه تو قلبمه

 

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:57 | 
امید علومی
آهنگ قشنگیه توصیه میکنم گوش کنید

دانلود عین خیالتم نیست

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 8:55 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
PUBLIC "-//W3C//DTD HTML 4.0 Transitional//EN">