تبليغاتX
html> bamaram
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
وقتی یه پرنده داری که خیلی دوسش داری اما اون دوست نداره پیشت باشه توی قفسی که براش از عشق ساختی بمونه هر بار که بهش نزدیک میشی نوکت می زنه تا ازش دور بمونی ُچیکار میکردی ُچیکار میکردی وقتی نمی تونستی بهش بفهمونی این قفس نیست وقتی نمی فهمید دوسش داری چیکار میکردی.نگهش میداشتی با این که میدونی دوست نداره ُ یا ازادش میکردی تا هر بار که براش اشک میریزی خیالت راحت باشه که اون زندونیه تو نیست تا چشماش از اسیر بودن خیس بشه.بهم بگید چیکار میکردین.ممنون

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:5 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
PUBLIC "-//W3C//DTD HTML 4.0 Transitional//EN">